03

قیافه م شبیه اتوکد شده. همه چی و شبیه نقشه میبینم. همش میخوام رو یه خط راست حرکت کنم. هر حرفی میزنم انگشت کوچیکم ناخودآگاه تکون میخوره میخوام ctrl+ z بزنم.

همه کارامو با مقیاس انجام میدم. هر کاری میکنم ناخودآگاه میخوام save کنم. هر چیزی تو ذهنم لایه بندی شده. همش میخوام گوشه بسازم. یه کنج واسه خود خودم. همه چیزا تو ذهنم اندازه دارن. کجی هارو نمیتونم تحمل کنم. لباسام اتوکشیده شدن حتی!

اتوکد و کامپیوتر شدن رفیق گرمابه و گلستانم...

 

/ 1 نظر / 7 بازدید